تبليغاتX
♦๔دختـــــــــــــرونه های مــــن๔♦

♦๔دختـــــــــــــرونه های مــــن๔♦

لطفا کفشاتونو دربیارید

seek good night
تاريخـ یکشنبه سیزدهم فروردین 1391 ساعت 0:7 بـ ه دستانــ هلیا| |

مینشینم

عینکم را درمیاورم

چترم را کنار میگذارم

میخواهم به تلافی همه ی شبهایی که تنهایی گریه کردم

بلند بلند بخندم

بخندم به ادمهای پست دنیایی

به دنیای کثیفشان که بخاطر ان از هم میگذرند

وبه دنیایی که به همه ی شبهایی که گریه کردم میخندید

اینجا ته دنیای من است

من توبه کردم قبلا

از گناه نابخشودنی ام

خلاصی میخواهم

امدم یک دل سیر به همه دنیا بخندم

وبعد بروم

برای همیشه رها شوم

خدایا مرا بخاطر خودکشی ام مواخذه نکن

اگر هنوز ادمهای خوبی در این دنیا هستند میخواهم

بعد از مرگم برای گناهم طلب بخشش کنند

بگذارید راحت شوم

تیغ را از کیفم در میاورم

منی که همیشه از زدنش روی رگم بیم داشتم

اینبار بدون مکث میزنمـ...

میزنم و..تمام

اخرش مشتی از خون رگم را پرت میکنم و میگویم

دنیا از خونم خجالت بکش

...

تاريخـ پنجشنبه سوم فروردین 1391 ساعت 1:15 بـ ه دستانــ هلیا| |

طراح : صـ♥ـدفــ